بمان خرم ای خاک مینو سرشت که در چشم ما خوشتری از بهشت
*****
اگر ایران به جز ویرانسرا نیست؛
من این ویرانسرا را دوست دارم.
اگر تاریخ ِ ما افسانهرنگ است؛
من این افسانهها را دوست دارم.
نوای ِ نای ِ ما گر جانگداز است؛
من این نای و نوا را دوست دارم.
اگر آب و هوایَش دلنشین نیست؛
من این آب و هوا را دوست دارم.
به شوق ِ خار ِ صحراهای ِ خشکَش،
من این فرسودهپا را دوست دارم.
من این دلکش زمین را خواهم از جان
من این روشنسما را دوست دارم.
اگر بر من ز ایرانی رود زور،
من این زورآزما را دوست دارم.
اگر آلودهدامانید، اگر پاک!
من ای مردم، شما را دوست دارم.
ایرانیان از سال 612 پیش از میلاد تا 652 میلادی که با تازش اعراب، حکومت ساسانیان به پایان رسید، در درازای این 1200 سال یا تنها قدرت جهانی بوده اند، یا یکی از دو قدرت جهانی. حالا شما به تاریخ جهان نگاه کنید و بگوئید کدام کشور در جهان چنین زمانِ درازی توانسته یکی از دو قدرت جهانی باشد و همچنین با خود فکر کنید که این زمانه ی دراز چه تاثیر بزرگی روی اندیشه و ذهن ایرانیان گذاشته است.
| ای ایران ای مرز پرگُهر | ای خاکت سرچشمهٔ هنر | |
| دور از تو اندیشهٔ بَدان | پاینده مانی تو جاودان | |
| ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم | جان من فدای خاک پاک میهنم | |
| مهر تو چون، شد پیشهام | دور از تو نیست اندیشهام | |
| در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما | پاینده باد خاک ایران ما | |
| سنگ کوهت درّ و گوهر است | خاک دشتت بهتر از زر است | |
| مهرت از دل کِی برون کنم | بَرگو بی مهرِ تو چون کنم | |
| تا گردش جهان و دور آسمان بهپاست | نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست | |
| مهر تو چون، شد پیشهام | دور از تو نیست اندیشهام | |
| در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما | پاینده باد خاک ایران ما | |
| ایران ای خرّم بهشت من | روشن از تو سرنوشت من | |
| گر آتش بارد به پیکرم | جز مهرت در دل نپرورم | |
| از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم | مهر اگر برون رود تهی شود دلم | |
